رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

اردیبهشت 94

1394/2/3 15:53
نویسنده : رومینا
546 بازدید
اشتراک گذاری

میدونم که توی این هوای بهاری کلی دارید از پیاده روی ها و بیرون رفتن ها لذت می برید

نبینم که توی خونه بشینید یا اگه سرکار میرید خودتونو وقف کارتون بکنید

شما یک خانوم با اراده و اکتیو هستین به خودتون برسید

 از صدای پرنده ها حتی توی شهر تون

با این همه سر و صدا لذت ببرید چون خدا اونا رو برای شادی و آرامش ما قرار داده تا لحظاتی از خستگیمون کاسته بشه که بتونیم به زیبایی ها فکر کنیم و اونها رو ببینیم

خدای خوبم شکرت به خاطر فصل های رنگارنگی که به ما هدیه کردی و الان داریم از سبزترینش لذت میبریم

خدای مهربون ممنونم از اینکه پرنده ها رو مامور شادی و آرامش ما قرار دادی.

خدای من ازت می خوام که لیاقت دیدن نعمت ها رو بهم بدی و از همه مهم تر این لیاقت رو داشته باشم که از نعماتت شکر گذاری کنم

خدایا شکرت به خاطر سلامتی که به همه ی ما عطا کردی

 چقدر بهار رو دوست دارم

 بوی نسیم صبحگاهی  با صبح به خیر گفتن  شازده کوچولو  من رو مست و دیونه میکنه محبت

صبح که بیدار میشم اولین کاری که میکنم با رادوین میریم در تراس رو باز میکنیم و با هم نفس عمیق میکشیم و بلند میگیم صبح بخیر زندگی .بغل

دلم ميخواد اين روزا تموم نشه، همين روزايی که تو شادی و بی بهانه ميخندی، همين روزايی که سرت رو ميذاری رو دلم و دستات رو دورم حلقه ميکنی و به خواب ميری، هر چقدر هم اين لحظه ها ازت عکس ميگيرم حسمون رو ثبت نميکنه. همين روزايی که تو آغوشم آروم ميگيری و من چقدر اين آرامش رو دوست دارم،

همين روزايی که کمک حال مادر شدی، برام جاروبرقی ميکشی، لباسا رو تو لباسشويی ميذاری، و حين شستشو کار نظارت رو برعهده ميگيری که لباسشويی لباسها رو تمیز شسته  یا نه. تا من هم آويزشون کنم. همين روزايی که دوست داری اتو بدست بشی. وقتی اتو ميکنم بعدش دست ميذاری رو لباس ببينی گرمه يا نه؟ . همه اینها برام لذته . بلند خندیدات  قهقه زدن هات برام بهترین اهنگ زندگیمه محبت

 هفته گذشته   با تور گردشگری  کلاس خودمون راهی فومن  دریاچه سقالسکار شدم و رادوین پیش بابا احسان موند . صبح ساعت 6 حرکت کردم  و گروهمون همه بچه ها عالی بودن . و به قدری شاد بودن که طول  مسافت رو من متوجه نشدم .

 

و موزه میراث روستایی گیلان هم رفتیم که بسیار زیبا و  دیدنی بود . 

  تور یک روزه هرچند کوتاه بود ولی دربین دوستان و طبیعت زیبای شمال   واقعا دلچسب بود 

هفته دیگه هم کلاسهای مدیریت هتلداری هم شروع میشه که حدود 4 ماه طول میکشه تا دوره امون تموم بشه و حسابی درگیر کلاسها هستم . ورزش رو هم شروع کردم  و هرشب   زمین شقایق   جاگینگ  میکنیم . و عده شامم رو حذف  کردم  تا شاید   بتونم  5 کیلو کم کنم .  و یوگا هم هفته ایی یک بار مربی تو خونمون میاد و باهامون کار میکنه .

رادوین شیطون من  به قول خودش  میگه نومینا میخوام شیشتونی  بکنم 

 فود کورت  نارون 

به هیچ عنوان اجازه نمیده که موهاشو  کوتاه کنیم  . الان موهای پنبه نرم و نازک من میاد تو چشماش ولی با این وجود هم راضی نمیشه .  دوست ندارم که خواب هست برم موهاشو کوتاه کنم میترسم بیدار بشه و ناراحتی کنه غمگین

 چند روزه که بازی با تبلت رو  براش در روز  15 دقیقه کردم 

 روزهای اول خیلی سخت بود  ولی الان  راضی شده 

 قزوین گردی  سعدالسلطنه

روز پدر مبارک .

پدر یعنی عشق، آرامش یعنی گذشت، صبر یعنی شکوه استقامت، زلال مهربانی ، صدای خوش زندگی، پدر یعنی آرامش خاطر، تک چراغ زندگی، یعنی یک آغوش باز و مطمئن، پدر یعنی پدر

وجودش آرامش بخش همه لحظات زندگیست، او که تمام بودنش را به پایمان ریخته تا دم نفس هایش، هستی ما جان بگیرد، فاتح دل‌هاست و لبخند پدرانه‌اش بهترین تصویر ذهن است، او که در طوفان سهمگین زندگی بادستانی پر از آرامش کنارت مردانه ایستاده و آماده است تا آرامت کند‌...

پدر، تپش قلب خانه، شانه‏‌هایش، ستون محکمی است برای پناهگاه امن قلبم، آن‏قدر با دستانش انس گرفته‌‏ام که خیالم راحت است در میان ازدحام غریبی، گم نمی‌‏شوم و او هیچ وقت دستم را رها نمی‌‏کند‌...

پدرم، عزیزتر از جانم

در رویای کودکی‌ام تنها صدای گرم تو موج می‌زند و آن لحظات ناب که همواره منتظر شنیدن صدای گام‌های محکم و استوارت بودم و پس از ان که شنیدن صدای گرمت لالایی آرامش بخش شبانه‌ام بود‌.

پدرم‌، تنها شاهزاده زندگی‌ام

رنگین کمان موفقیت‌هایم از وجود تو رنگ گرفته است‌، تو تنها قهرمان زندگی‌ام هستی که وجودت برایم آرامش‌بخش‌ترین است‌...

بابای من ... همه‌ی وجود من ... تمام هستی ما

شانه‌ام سخت نیازمند دستان توست، دوستت دارم پدر ..

دستان پر مهرت را می‌بوسم، روزت مبارک مهربان‌ترینم ... 

 

پسرم   دوستت دارم . 

 

 دوستان اگر  میتونید کمکم  کنید و اگر تجربه ایی دارید دراختیارم بزارید 

 ماه دیگه  من باید  5 روز برم استانبول و رادوین و بابا احسان  نمیتوند که با من همسفر بشن . همه نگرانی من رادوین هست  . با دکتر شهرام اسلامی تماس گرفتم  که وقت مشاوره بگیرم ولی خودش مشاوره نمیده  و به همکارهای دیگه که مورد تایید خودش  هست  سپرده . و مشاوره رو منصرف شدم  فعلا .  به نظر شما  چی کار کنم تا حالا رادوین بیشتره از  1 روز از من دور نبوده   . ؟غمگین  تجربه ایی تو این زمینه دارید ؟

ممنون میشم راهنماییم کنید . 

 

 

 

پسندها (7)

نظرات (10)

مامان لیلا
4 اردیبهشت 94 12:34
نمی دانم خوشبختی برای تو در چه معنا می شود فقط می دانم خوشبختی وسیعتر از آنست که در ذهنت بگنجد و زیباترین لحظه ایست که می توانی در زندگی درک کنی و من برای تو خوشبختی ات را آرزومندم . . . عسلم بهترینها رو برات آرزو میکنم
مینا حسینی
4 اردیبهشت 94 16:43
سلام عزیزم انشاله همیشه شاد باشی دوست من. موی بلند هم بهش میاد کلی جیگر راستش من تجربه ندارم نهایتا یک ساعت ارتین اونم خیلی به ندرت ازم دور بوده الان همه دلهرگیم از اینه که میخام بذارمش کلاس زبان و این حرفا چیکا کنم هم برا خودم سخت دیگه برا اون مطمعنن زیاد خوشحال میشم تجربیات بقیه رو منم بدونم انشاله سفری بیخطر داشته باشی دوست من. راستی این کلاسا مربوط به چیه میری ازانس و هتلداری این چیزا مرسی اگه جواب بدی برام سوال
عاطی مامان elaaaaa
6 اردیبهشت 94 9:23
سلام رومینا جون این پستت هم عالی بود والا والا زندگی تو خیلی تنوع داره خوش به حالت خوبه که شوهرت اجازه میده بری تفریح واقعا عالیه رادوین رو ببوس گلم
انسیه
6 اردیبهشت 94 15:36
ایشالا همیشه به گردش باشی دوستم منم رفتم موزه گیلانو خیلی قشنگه
مامان ملی و کوروش
9 اردیبهشت 94 15:17
همیشه از دیدن عکسا و وبلاگتون انرژی مثبت میگیرم چقدر زیبا حستو توصیف میکنی با اون دل پاک و نگاه قشنگت همه چیز رو به سادگی بیان میکنی باور کن تو خودت مربی یوگا هستی گوش دادن بصدای پرنده ها لذت بردن از طبیعت سلام گردن به زندگی و نفسهای عمیق کشیدن اینا همه مدیتیشن هستن و چقدر خوب همه رو اجرا میکنی امیدوارم همیشه پر از انرژی و مثبت تو صحنه های زندگیت بدرخشی
مامان ملی و کوروش
9 اردیبهشت 94 15:19
جیگرتو برم رادوین شیشتونم.شیشتونی کردی؟فدای حرف زدنتموهاتم کوتاه نکن خاله من عاشقشونم به حرف هیچکسی هم گوش نده چون موهات خیلی بهت میادالبته بغیر از مامان گلت
مامان طاها و رها
10 اردیبهشت 94 8:42
برای زیستن دو قلب لازم است،قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند.
مینا حسینی
13 اردیبهشت 94 12:01
فدات گلم مرسی از راهنمایی خیلی خوبت من هم خیلی دوست دارم مدرکم اقتصاد اما علاقه زیاد به کار کردن دارم اما متاسفانه میدونی که اصلا با این اوصاف موجود یهمه جا خصوصی درامد کم اما کلی هم اززت بیگاری میکشن دوست دارم این جور دوره ها رو بگذرونم بتونم استفاده کنم ممنونم دوست من
پانیذ
13 اردیبهشت 94 17:43
رومینا جان خیلی خوشحالم که این لحظه های شیرین رو تجربه می کنی و رادوین عزیز رو کنارت داری. خوشحالم که بلدی شیرینی های زندگی رو بینی. امیدوارم رادوین تمام این لحظه ها رو یادش بمونه و همیشه یادش باشه مامانش چه چیز های خوبی از زندگی یادش داده. در مورد سفر رفتنت من خودم تجربه ای ندارم. اما از تمام مامان هایی که در یک زمانی مجبور شدن فرزندشون رو تنها بذارن و چند روزی سفر برن شنیدم که سفر برای بچه هاشون خیلی خوب بوده و این جدایی چند روزه چیز های زیادی بهشون یاد داده. ضمنان رادوین واسه خودش قهرمانیه. از پسش بر میاد نومینا جونش
مامان کیان کوچولو
16 اردیبهشت 94 1:03
ای جانم همیشه به گردش و خوبی و شادی باشی عزیزم .. حالا خوبه که بدون رادوین میتونی بری.. من اینقدر دلم سفر میخواد اما بدون کیان که نمیتونم برم ... دلشوره و دلتنگی و... با بچه هم که سختیای خودشو داره .. تقریبا کیانم هر روز میاد و به من صبح بخیر میگه و این شیرین ترین لحظه اس واقعا ببوس پسر نازتو ..